تبلیغات
امپراطوری اینترنتی - حضرت محمد (ص)

حضرت محمد (ص)

دوشنبه 30 شهریور 1388 08:11 ق.ظ

نویسنده : اولین امپراطور میمندی

زندگی نامه و وقایع زندگی حضرت محمد(ص)

مقدمه
هاشم بن عبد مناف
فرزندان عبد المطلب
ولادت رسول خدا(ص)و شرح زندگانى آن حضرت تا ازدواج با خدیجه
تاریخ ولادت
حلیمه سعدیه
گم شدن رسول خدا(ص)در مكه
برخى از حالات رسول خدا در كودكى
ازدواج با خدیجه و ماجراهاى بعد از آن تا بعثت
داستان تجدید بناى كعبه و حكمیت رسول خدا
داستان سلمه و یهودى
بعثت رسول خدا(ص)
انذار خویشان
ابو لهب و رسول خدا(ص)
نمایندگان قریش در یثرب
دفاع ابو طالب از آن بزرگوار
دنباله داستان و انتقام عمرو عاص از عماره
تصمیم چند تن از بزرگان قریش براى از بین بردن صحیفه ملعونه
روایات دیگرى در این باره
وفات ابو طالب و خدیجه
سفر به طائف
داستان اسعد بن زراره و ذكوان...
قریش با خبر شدند...
هجرت رسول خدا
سراقه در تعقیب رسول خدا
كارهاى اولیه و پیمان برادرى
سال دوم هجرت و جنگ بدر
جنگ بدر
كشته شدن عتبه،شیبه و ولید
پیروزى بدر به نصرت خدا و كمك فرشتگان بود
غزوه سویق
سال سوم هجرت و جنگ احد
كسانى كه با رسول خدا(ص)ماندند
نسیبه«ام عمارة»
مراجعت به مدینه
سال چهارم هجرت
ازدواج با زینب دختر خزیمه و ام سلمه
غزوه بدر صغرى
سال پنجم هجرت و غزوه خندق
یهود بنى قریظه پیمان خود را مى‏شكنند
ضربتى كه از عبادت جن و انس برتر بود
مأموریت نعیم بن مسعود
چند تن از یهود بنى قریظه مسلمان شدند
ازدواج با ام حبیبه
سال ششم هجرت
صلح حدیبیة
داستان ابو بصیر
سال هفتم هجرت
سال هشتم هجرت
فتح مكه
ابو سفیان در خیمه رسول خدا
بلال اذان نماز را گفت
افرادى كه با رسول خدا(ص)ماندند
ورود به«جعرانه»و استرداد اسیران سال نهم هجرت
متخلفان از جنگ
داستان عقبه و نقشه قتل پیغمبر اسلام
هیئت نجران و داستان مباهله
فرستادگان بنى عامر و توطئه قتل پیغمبر اسلام
سال دهم هجرت
سال یازدهم هجرت

رسول خدا به روایت حضرت علی (ع):

سکوت آن حضرت

سکوت رسول خدا 4 نوع بود: حلم - حذر - تقدیر - تفکر.

سکوتش از حلم و صبر این بود که هیچ چیز آن حضرت را به خشم در نمی آورد و از جای به در نمی برد و سکوتش از حذر در 4 مورد بود:

1)    در جایی که می خواست وجه نیکو و پسندیده کار را پیدا کند تا مردم نیز در آن کار به وی اقتدا نمایند.

2)    در جایی که حرف زدن قبیح بود و می خواست به مخاطب یاد دهد تا او نیز از آن خودداری کند.

3)    در جایی که می خواست دربا ره صلاح امتش مطالعه و فکر کند.

4)    در جایی که می خواست دست به کاری بزند که خیر دنیا و آخرتش درآن بود.

و سکوتش از تقدیر این بود که می خواست همه مردم را به یک چشم دیده و گفتار همه را به یک نحو استماع فرماید. و اما سکوتش در تفکر عبارت بود از تفکر در این که چیزی باقی است و چه چیزی فانی.

 

ارزش احترام به پدر

روزی خواهر رضاعی رسول خدا به محضر آن حضرت آمد.حضرت رسول از دیدن او شاد شد.

عبای خویش را پهن کرد و او را بر آن نشانید، با سخن گفت و به رویش خندید.آنگاه برادر

 آن زن آمد. حضرت با او مثل خواهرش رفتار نکرد. گفتند یا رسول الله ،با خواهرش رفتار

کردی که با برادرش رفتار نکردی؟ فرمود: آن خواهر نسبت به پدرش از این برادر نیکوکارتر است.

 

همنشین مساکین

پیامبر به روایت امام محمد غزالی:

رسول خدا با فقرا می نشست و با مساکین هم غذا می خورد و کسانی را که دارای فضایل اخلاقی بودند،

احترام می کرد، و با اشخاص آبرومند الفت می گرفت ، و به آنان احسان می نمود،و خویشاوندان را

صله رحم می کرد، به احدی از مردم جفا نمی نمود،و عذر هر عذرخواهی را می پذیرفت.

نداشتن محافظ

پیامبر به روایت امام محمد غزالی:

رسول خدا با اینکه دشمنان زیادی داشت ولی تنها و بدون نگهبان رفت آمد می کرد.

و هیچ امری از امور دنیا آن جناب را به هول و هوس در نمی آورد.

 

میهمان دوستی و میهمان نوازی

پیامبر خدا میهمان دوست و میهمان نواز بود و میهمان را راهنمای بهشت می دانست و می فرمود:هر خانه ای که میهمان وارد آن نشود، فرشتگان وارد آن خانه نمی شوند. هنگامی که کاروان فرستادگان نجاشی ، در مدینه به محضر رسول خدا وارد شدند ،آن حضرت برخواست و خودش به آنان خدمت کرد.همچنین نقل شده است که در یکی از جبهه های جنگ پیامبر مشغول نماز بود. گروهی مسافر از کنار اردوگاه آن حضرت عبور کردند و با اصحاب پیامبر ملاقات نموده ، احوال پیامبر را از آنان پرسیدند و به او سلام رساندند و سپس از انجا گذشتند. رسول خدا بعد از نماز و آگاهی از ماجرا ،در حالی که خشمگین بود ،به اصحاب اعتراض کرده فرمود: سوارانی به اینجا می آیند و سلام خود را به من می رسانندو جویای حال من می شوند، ولی شما آنان را به میهمانی دعوت نمی کنید؟

 

هم بازی حسنین

سعیدبن راشد به نقل از یعلی عامری میگوید:

حسین با بچه ها مشغول بازی بود.رسول خدا خواست او را بگیرد اما طفل ، این طرف آن طرف می دوید.

پیامبرشروع به خندیدن وشوخی با او کرد تا اینکه حسین را گرفت و یک دستش را پشت گردن و دست

دیگرش را زیر چانه او گذاشت و او را بوسید. در مورد دیگری جابربن عبدالله انصاری صحابی

گرانقدر رسول خدا میگوید بر پیامبر وارد شدم در حالی که حسن و حسین را پشت خود سوار کرده بود و

چهار دست وپا راه می رفت و می فرمود: شتر شما چه شتر خوبی است و شما چه سواران خوبی.

 
 

عید قربان، درخشش ایمان الهی

گویا پرستش همزاد بشر است، و قربانی کردن هم همزاد پرستش، انسان از ابتدا می دانست که چیزی با کسی در ورای همه شورش جهان و قاهر و عالم بر همه چیز وجود دارد، باید او را خرسند ساخت و از غضبش جلوگیری کرد. لذا انسان جاهل کسان خویش را در معابد ذبح می کرد و بدینوسیله غیض خداوندان را می نشاند و مهرشان را برمی گرفت.

اما پیامبران الهی همواره با این جهالت مبارزه می کردند تا اینکه نوبت به ابراهیم رسید، ابراهیمی که رفتارش بیش ازگفتارش آموزنده بود، او برای رسیدن به توصیه قدم در سیر و سلوکی موازی با تاریخ بشر گذاشت. ابتدا به ماه رو آورد و چون غروبش را دید لذا روبرگرداند، سپس خورشید را خدای خود خواند ولی خورشید هم افول کننده بود و خدا نمی بایست که هیچگاه غروب کند. پس ایمان قلبی خویش را به خداوند یگانه و قادر و متعال نمایان ساخت و داستانی شورانگیز از تردیدی صادقانه برای رسیدن به یقینی عالمانه را به تصویر کشید.

ابراهیم خلیل، در داستان قربانی کردن فرزند خویش هم راهی عملی در پیش گرفت و شاید نقطه عطف تبدیل قربانی کردن بشر برای خدا از انسان به حیوان از همین جا آغاز شد. چون فرمان رسید که اسماعیل را برای رضای خداوند قربانی کند دریای مواج دو «عشق» حقیقی در جان ابراهیم به تلاطم آمد، عشق به اسماعیل معصوم و محبوب و عشق به خداوند بزرگ و مهربان به هم درآمیختد تا کدامشان سیطره یابد و به اقیانوسی از خلوص و ایمان مبدل شود؟ اشتیاق به حضرت باری پیروز شد و خنجر از غلاف بیرون آورد و عاشقانه بر گلوی اسماعیل گذاشت تا ثابت کند که چشمه جوشان ایمان درونش چه سان سرازیر می شود و علایق دنیوی را می روبد.

در آن سوی عالم، خداوند حکیم و لطیف معشوق وار عشق ابراهیم را پذیرفت و خنجر مادی را کند کرد تا بشریت یاد بگیرد که خداوند طالب ایمان و خلوص آدمیان است؛ ایمانی که دمادم باید از خویش مایه بگذارد و ابراهیم وار اسماعیل های درون خود را فدای اعتقاد خویش کند. حج که تمرین سیر و سلوک مسلمانان برای قرب الهی است عید قربانش تمرینی برای درگذشتن از جان و مال و فرزندان هنگام ضرورت و گاه عبور از دنیا برای رسیدن به آخرتی فراخ و مالامال از تنعم الهی است. عید قربانی، عید انفجار محبت، عید فوران گذشت و عید درخشش خلوص ابراهیمی مبارک باد.





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -