تبلیغات
امپراطوری اینترنتی - اخرین مرز به قلم استفان هاوکینگ

اخرین مرز به قلم استفان هاوکینگ

پنجشنبه 26 شهریور 1388 07:37 ب.ظ

نویسنده : اولین امپراطور میمندی
« آخرین مرز » به قلم استفن هاوكینگ

مسابقه فضایی بین آمریكا و شوروی در سال های دهه 1960 موجب شكل گرفتن یك روند پركشش و جذاب اكتشافات فضایی شد كه پیشرفت های علمی و فنی قابل توجهی را نیز نصیب بشر كرد.حال سوال اینجاست كه چرا ما باید به فضا برویم و چرا بایستی برای بدست آوردن چند گرم از خاك ماه یا مریخ ، پول و زمان زیادی صرف كنیم؟؟؟ و آیا بهتر نیست این پول و زمان را برای زندگی بر روی كره خاكی خودمان هزینه كنیم ؟

در پاسخ به این پرسش ها،می توان مثالی تاریخی زد:چرا كه وضعیت كنونی ما به نوعی شبیه شرایط حاكم بر اروپا پیش از سال 1492 میلادی است.زمانی كه هزینه هنگفتی برای سفر جهانگرد مشهور ،كریستف كلمب ،به مناطق ناشناخته در دوردست ها صرف شد و پس از مدتی به كشف "دنیای جدیدی انجامید كه تفاوت های بسیاری با دنیای قدیم داشت.

تلاش برای فرستادن انسان به فضای ناشناخته،پیامدهای شگرفتر و تعیین كننده تری بر آینده بشر خواهد داشت.اكتشافات فضایی اگرچه نمی توانند به طور مستقیم مشكلات كنونی كره زمین را حل كنند،اما می توانند به تغییر چشم اندازها و راهكارها برای مقابله با آنها،كمك شایانی كنند.بنابراین ،پیگیری این اكتشافات فضایی و تلاش برای تسخیر فضا می بایستی به راهكار بلندمدت ما زمینی ها در قرن های آینده تبدیل شود.ما بایستی تمام توان خود را برای ایجاد پایگاه هایی در كرات دیگر به كار گیریم.به نظر من ،بشر می تواند ظرف 30 سال آینده یك پایگاه بزرگ دائمی در ماه،پس از 50 سال یك پایگاه در مریخ و پس از 200 سال ،پایگاه های متعدد در قمرهای سایر سیارات از جمله مشتری و زحل ایجاد كند.

به عقیده من، بشر محكوم به رفتن به فضا است،هرچند كه این هدف،بسیار پرهزینه و زمان بر باشد.آری،رفتن به فضا و ایجاد پایگاه های متعدد بر روی كرات دیگر بسیار پرهزینه است اما باید دانست كه فقط با اختصاص دادن بخش ناچیزی از منابع عظیم موجود بر روی كره زمین می توان به این مهم دست یافت.متاسفانه سهم هزینه های فضایی ناسا به عنوان بزرگترین و مهمترین سازمان فضایی جهان،از كل بودجه ایالات متحده طی 40سال گذشته نه تنها افزایش نیافته،بلكه كاهش نیز داشته است؛به نحوی كه سهم 0.3درصدی بودجه ناسا از تولید نا خالص داخلی آمریكا در سال 1970،یعنی زمان فرستادن آپولو به فضا،درحال حاضر به 0.12 درصد كاهش یافته است،حال آنكه به عقیده بیشتر كارشناسان و صاحب نظران عرصه اكتشافات فضایی این سهم می بایستی حداقل 20برابر شود!آری با اختصاص دادن نسبت اندكی از تولید ناخالص كل جهان می توان به پیشرفت های گسترده ایی در فضا دست پیدا كرد و زندگی بشر را دگرگون ساخت.

با این همه،هستند كسانی كه معتقدند بهتر است انرژی و پول انسان ها صرف حل مشكلات و نابه سامانی های موجود بر روی زمین شود و مقالبه با تغییرات آب و هوایی و افزایش آلودگی ها بر جستجوی حیات بر كرات دیگر ,اولویت دارد.من در پاسخ به این افراد می گویم كه اگرچه نمی توان اهمیت و اولویت پرداختن به معضلاتی چون گرم شدن كره زمین و تخریب محیط زیست را نادیده گرفت،اما می توان در كنار این اقدامات،افق های دوردست در فضا نیز نظری داشت.

تلاش انسان برای رفتن به فضا و فرود آمدن بر كرات دیگر ،در آغاز بسیار درخشان و امیدوار كننده بود:تنها هفت سال پس از سخنرانی تاریخی جان اف.كندی رئیس جمهور آمریكا در سال 1962 مبنی بر فرود آمدن بشر تا پایان دهه 1960 بود كه آپولو11 با موفقیت بر روی ماه فرود آمد و انسان برای نخستین بار بر روی ماه قدم گذاشت.این موفقیت عظیم باعث آغاز مسابقه فضایی بین آمریكا و شوروی شد كه نه تنها به توسعه امكانات و تجهیزات و امكانات مرتبط به اكنشافات فضایی انجامید،بلكه پیشرفت های شگرفی را در سایر بخش ها از جمله در بخش تولید رایانه های نوین و تقویت بنیان های اطلاعاتی و ارتباطی نیز موجب شد.با این همه ،پس از آخرین فرود انسان بر سطح ماه در سال 1972 و به دلیل عدم جدیت ساستمداران و تصمیم گیران آمریكا و شوروی برای پیگیری روند پرواز های فضایی سرنشین دار،توجه عمومی به فضا و اكتشافات فضایی تا حد زیادی فروكش كرد.كم توجهی نسبت به برنامه های فضایی از سوی غرب،با وجود تمام مزایایی كه از این طریق حاضل شده بود،از آنجا ناشی می شد كه دولتمردان غربی به این نتیجه رسیدند كه رفتن به فضا و فرود آمدن به سطح كرات دیگر نمی تواند به حل مشكلات اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی جهان كمك چندانی كند و به همین دلیل نباید در اولویت قرار گیرد.

عصر نوین اكتشافات فضایی

با وجود ركود طولانی و غیر قابل قبولی كه در فرستادن انسان به كرات دیگر و جستجوی حیات در خارج از زمین به وجود آمده است،هنوز هم می توانامیدوار بود كه توجه مردم جهان به پیشرفت های فضایی وبه دنبال آن،رشد و تعالی علوم و فنون مرتبط با اكتشافات فضایی ،دوباره جلب شود.ماموریت های روباتیك كه اخیراً مورد توجه قرار سازمان های فضایی آمریكا،اوروپا و چین قرار گرفته است،به دلیل ارزان و كم خطر بودن و مهمتر از آن،كارآمد تر بود از نظر جمع آوری اطلاعات علمی،موجب شده تا توجه جهانیان باز هم به فضا و رفتن به كرات دیگر جلب شود.از سویی دگیر ،اعیین ضرب الاجل هایی چون اعلام سال 2020 به عنوان زمان ایجاد یك پایگاه دائمی در ماه و تعیین سال 2025 برای فرود نخستین انسان بر سطح مریخ،می تواند به تقویت و تحریك هرچه بیشتر برنامه های فضایی منتهی شود و همانطور كه آمریكایی ها توانستند پیش از پایان ضرب الاجل تعیین شده از سوی كندی برای فرود آمدن بر فضا،به آنجا بروند،تا پایان سال 2025 میلادی نیز می توان بر مریخ فرود آمد و برخاك سرخ و یخ زده این سیاره راه پیمایی كرد.

ما در جوامعی زندگی می كنیم كه به نحو فزاینده ایی به وسیله علم فناوری اداره می شود و درآنها،دانش بسیار جدی گرفته می شود در این وضعیت،دانشمندان بایستی برای عموم مردم توضیح دهند كه چرا و با چه هدفی بایستی به فضا رفت.آیا باید در كرات دیگر به جستجوی حیات غیر زمینی پرداخت یا اینكه بایستی بستر مناسبی را برای زندگی انسان در كرات دیگر محیا ساخت.؟بر اساس اصول علم امروز،حیات بر روی كره زمین به صورت تدریجی به وجود آمده است و به ین دلیل می توان انتظار داشت كه نمونه های دیگر حیات در سایر كرات به پیچیدگی ساختار مولكولی DNAموجود در زمین باشد،كمی دور از ذهن به نظر می رسد.اما وجود ساختارهای ریز ملكولی و تك سلولی در كرات دیكر محتمل و از نظر علمی قابل توجیه خواهد بود.بنابراین،با توجه به بی كران بودن فضا و وجود تعداد بسیار زیاد كهكشان ها،می توان توقع داشت كه اونواع پرشمار حیات و گونه های زیستی در فضا ،موجود و احتمالاً قابل كشف خواهند بود.

بر اساس یك فرضیه پر طرفدار و مستدل علمی به نام "پانسپرمیا"(Panspermia )كه مبتی است بر امكان انتقال حیات از یك سیاره به سایر سیارات از طریق برخورد شهابسنگ ها به كرات گوناگون،می توان روند جستجوی گونه های دیگر حیات در سیارات دیگر را جدی تر دنبال كرد.همه ما می دانیم كه سیاره زمین بارها مورد اصابت شهابسنگ هایی قرار گرفته از مریخ به سمت زمین پرتاب شده اند؛بنابراین می توان انتظار داشت كه حیات كنونی كه بر سطح زمین شكل گرفته دارای سرچشمه مریخی باشد و به همین دلیل جستجوی حیات در مریخ توجیه ناپذیر و قابل قبول به نظر می رسد.بر طبق فرضیه پانسپرمیا،یكی از مهمترین ویژگی های فرایند پراكندگی جیات بین كرات،وجود احتمال انتقال ساختاریDNA از یك سیاره به سایر سیارات به وسیله شهاب سنگهاست.دانشمندان توانسته اند فسیل هایی متعلق به 3/5میلیارد سال قبل را كشف كنند،این كشف از آنجا حایز اهمیت و قابل توجه به نظر می رسد كه چون زمان شگل گیری سیاره زمین به 4/6 میلیارد سال قبل باز می گردد و 3/5 میلیارد سال پیش،زمین بسیار داغ و غیر قابل زندگی بوده است.پس می توان انتظار داشت كه فسیل های پیدا شده،از كرات دیگر به زمین منتقل شده اند،بر اساس نظریه های پذیرفته شده علمی،كره زمین 500میلیون سال پیش قابل زندگی و شكل گیری شكل های ساده جیات بوده است.بنابراین باید پذیرفت در حالی كه تنها پس از نیم میلیارد سال،امكان شكل گیری گونه های پیشرفته حیات،در شكل های گوناگون،در سیاراتی با 10 میلیارد سال قدمت بسیار زیاد خواهد بود.

آیا ما در جهان تنها هستیم ؟

با توجه به این یافته ها و در صورت پذیرش فرضیه وجود حیات در كرات دیگر ،بایستی به این پرسش مهم پاسخ دهیم كه چرا ساكنان احتمالی كرات دیگر تا كنون با ما هیچ گونه تماس برقرار نكرده اندشاید نخستین چیزی كه در اینجا به ذهن خطور می كند، به بشقاب پرنده ها و رویدادهای مرموز مربوط به پرواز آنها بر فراز مكان های نظامی و استراتژیكی پیوند خورده است.برخی كارشناسان بر این اعتقادند كه محافظه كاری دولت ها در افشای اطلاعات مرتبط با بشقاب پرنده ها،موجب شده تا دانش عمومی ما در مورد این پدیده مرموز در سطح محدودی باقی بماند و این مسئله به هیچ عنوان توجیه پذیر به نظر نمی رسد.با این همه ،صرف نظر از وجود بشقاب پرنده ها،شواهد و علائم دیگری كه دال بر تلاش بیگانگان فضایی برای ارتباط با ما باشد،پیدا نشده است و همین مسئله ما را به سوی این عقیده می كشاند كه شاید تمدن های احتمالی موجود در كرات و كهكشان ها در سطح پایین تر توسعه یافتگی علمی و فكری قرار داردن و قادر به سفر به كرات دیگر و برقرای تماس با ساكنان آنها نیستند.

به طور كلی، ما می توانیم از سه زاویه با این مسئله برخورد كنیم:اول اینكه احتمال وجود گونه های نخستین حیات در سیاره ای كه برای زندگی مناسب باشد،بسیار پایین است و به همین دلیل ار بیگانگان فضایی خبری نیست.دوم اینكه به فرض پذیرش وجود چنین موجوداتی در كرات دیگر،آنها به آن حد از توسعه یافتگی علمی و فنی نرسیده اند كه بتوانند به زمین سفر و با ما ملاقات كنند.در توجیه عدم پیشرفت فنی و فكری بیگانگان فضایی می توان به دلایلی چون عدم مصداق پیدا كردن فرضیه تكامل داروین در مورد موجودات كرات دیگر و احتمال باقی ماندن آنها در سطح باكتری ها و یا حشرات اشاره كرد.احتمال سومی نیز در این میان وجد دارد و آن این كه یك سری از موجودات فضایی به درجات بالای پیشرفت علمی و فنی دست پیدا كرده و توانسته اند سیگنال های رادیویی را به منظور برقراری ارتباط با سایر كرات ارسال كنند،اما دستیابی آنها به بمب هسته ایی و سایر سلاح های كشتار جمعی موجب از بین رفتن و نابودی تمدن های آنها شده است.با توجه به آنچه گفته شد و با در نظر گرفتن اصول علمی ،من خود به حقیقت داشتنن احتمال دوم علاقه مند هستم؛چرا كه احتمال وجد گونه ای ابتدایی حیات در كرات دیگر را منطقی تر و پذیرفتنی تر می دانیم.

راز بقا در فضا

اما آیا می توانیم برای مدتی طولانی در خارج ار زمین زندگی كنیم؟تجربه حضور انسان در ایستگاه فضایی بین المللی(IIS)ثابت كرده است كه انسان ها می توانند چند ماه را در فضا سپری كنند بدون اینكه مشكل خاصی برایشان به وجود آید.اما وجود جاذبه صفر در فضا و حالت بی وزنی می تواند به بروز مشكلات فیزیولوژیكی مانند تضعیف استخوان ها بینجامد.پس برای تحقق رویای حضور طولانی و بی خطر در فضا،بایستی به ایجاد پایگاهی دائمی و مجهز در سیاره ای مناسب كه دارای نیروی جاذبه مطلوبی هم باید،بیندیشیم.علاوه بر این، بایستی برای در امان ماندن از خطر اصابت شهابسنگ ها و سایر اجرام آسمانی نیز چاره ایی اندیشید؛از جمله كندن سطح سیارات و نفوذ به سطوح پایین آنها.در بلند مدت نیز باید به فكر استخراج مواد معدنی و جمع آوری منابع مورد نیاز برای زندگی مستقل از زمین بود.حال سوال اینجاست كه مكان های مناسب و قابل سكونت در منظومه شمسی كدامند؟بهترین گزینه ممكن از این نظر ،نزدیكترین همسایه یعنی ماه است كه علاوه بر نزدیك و در دسترس بودن ،چند بار توسط انسان فتح شده و فضانوردان بر روی آن،راهپیمایی و رانندگی كرده اند.با این همه ، ماه فاقد جو(اتمسفر)بوده و میدان مغناطیسی آن برخلاف زمین به اندازه ای نیست كه قادر به منحرف كردن ذرات تابشی خورشید باشد.علاوه بر این،آب به صورت مایع در ماه وجود ندارد و فقط احتمال وجود یخ در قطب های شمال و جنوبی موجب شده تا دانشمندان امیدوار باشند بتوانند از این یخ به عنوان منبع مناسب برای تولید اكسیژن استفاده كنند.انرژی خورشیدی و هسته ای ،بهترین گزینه ها برای تامین انرژی مورد نیاز برای ساكنان آینده ماه خواهد بود.در صورت تحقق شرایط لازم برای فراهم آوردن زمینه حیات در ماه ،می توان از ای سكونت گاه برای سفر به سایر كرات منظومه شمسی استفاده كرد.

مریخ، عهدف بعدی ما برای سكونت درفضا خواهد بود.فاصله مریخ تا خورشید ، دو برابر فاصله زمین تا منبع اصلی نور و گرما در منظومه شمسی است و به همین جهت نصف گرایی كه به زمین می رسد، نصیب مریخ و ساكنان احتمالی آن در آینده می شود.تا چهار میلیارد سال قبل ،یك میدان مغناطیسی قوی در مریخ وجود داشته است كه به تدریج از بین رفت و این سیاره را در برابر تشعشعات خورشیدی بدون محافظ باقی گذاشت.فشار جو مریخ فضا یك درصد فشار جو زمین است. و همین مسئله زندگی كردن بر روی مریخ را بسیار دشوار می سازد.
با این همه، چینین به نظر می رسد كه اوضاع كلی مریخ در گذشته های دور برای حیات مناسبتر بوده است و وجود ابراهه ها و دریاچه های خشك شده متعدد بر سطح مریخ حكایت از آن دارد كه این سیاره در میلیادر ها سال قبل ،مكانی مرطوب و گرم بوده و احتمال شكل گیری حیات بر آن چه به صورت مستقل و چه از طریق اصابت شهابسنگ ها ی ارسالی از سیارات دارای حیات به آن،بسیار زیاد بوده است.
ناسا تاكنون تعداد زیادی فضاپیما به مریخ فرستاده است.نخستین فضاپیمایی كه به مریخ فرستاده شد، مارینر4(Mariner4)نام داشت كه در سال 1964 به سمت مدار مریخ پرتاب شد و اطلاعات جالبی را در مورد مدار این سیاره در اختیار ما قرار داد.

ناسا همچنین چند كاوشگر پیشرفته را به سوی مریخ روانه كرده است كه به "مریخ نورد" معروف شده اند.و عكس های متعددی را از سطح بیابانی و خشك مریخ به زمین ارسال كرده اند.آنها همچنین عمیق ترین گودال ها و مرتفع ترین كوه هایی را كه تاكنون در كنظومه شمسی مشاهده شده اند،در مریخ پیدا كرده اند.علاوه بر این ،شواهدی مبنی بر وجود مقادیر عظیم آب به شكل یخ در مناطق قطبی مریخ یافت شده است كه امیدواری بسیاری را نزد دانشمندان به وجود آورده است؛چرا كه می توان از این منبع به عنوان عامل اصلی حیات در مریخ استفاده كرد.با این همه،باید دانست كه فعالیت های آتشفشانی در مریخ بسیار گسترده و هولناك است كه البته با وجود خطرناك بودن ، می توان امكان دسترسی ساكنان آینده مریخ به مواد معدنی خارج شده از درون مریخ را فراهم آورد.

ماه و مریخ،مناسبترین مكان ها برای سك.نت انسان زمینی در منظومه شمسی به شمار می آیند؛چرا كه سیاره های عطارد و ناهید بیش از حد داغ ،و زحل و مشتری نیز به صورت گازهای متراكم و فاقد سطح جامد هستند و در نتیجه غیر قابل سكونت اند.
قمرهای مریخ بسیار كوچك هستند و مزیت جندانی بر مریخ ندارند.اما قمرهای مشتری و زحل دارای برخی شرایط لازم برای حیات هستند، به ویژه مناسب ترین قمر زحل یعنی تیتان كه علاوه بر بزرگ بودن، دارای جوی غلیظ و متراكم نیز هست.ماموریت كاسینی -هویگنسی كه به سورت مشترك توسط سازمان های فضایی آمریكا(NASA )واروپا(ESA)در سال 2004 اجرا شد،شامل فرستادن یك كاوشگر به تیتان بود كه نتایج درخشانی به دنبال داشت و تصاویری زیبا و با كیفیت بالا را اط سطح این قمر بزرگ در اختیار ما قرار داد.البته باید دانست كه تیتان به علت دوری از خورشید بسیار سرد و مملو از متان است.

... و اما خارج از منظومه شمسی

راستی در خارج از منظومه شمسی چه خبر است؟ آیا امكان وجود حیات در كهكشان ها و منظومه های دیگر قابل پذیرش است؟مشاهدات ما حكایت از آن دارند كه تعداد بسیار زیادی از ستارگان شبیه خورشید در فضا وجود دارند كه سیارات بسیاری به دور آنها می گردند و احتمال وجود سیارات و ستاره هایی شبیه زمین و خورشید در آنها بسیار زیاد است.به طور كلی ،حدود هزار ستاره در فاصله 30سال نوری زمین وجود دارندكه اگر فرض كنیم فقط یك صدم آنها سیاره هایی به اندازه زمین وجود داشته باشند،10 نامزد جدی برای جستجوی حیات جدید یا قدیم در آنها در اختیار ما خواهد گرفت و ما بایستی در بلند مدت(منظورم از بلند مدت،بین200تا 500سال آینده است)به فكر رفتن به این سیارات باش
م.
دو میلیون سال است كه ما زمینی ها به صورت جدا از بقیه در جهان زندگی می كنیم و حدود ده هزار سال است كه تمدن های بزرگی را بر روی زمین پدید آورده و در جهت پیشرفت های علمی و فنی گام برداشته ایم.اما اگر قرار باشد بشر چند میلیون سال دیگر به زندگی خود ادامه دهد،باید به فكر رفتن به مكان هایی باید كه تاكنون بر آنها پا نگذاشته است.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -