تبلیغات
امپراطوری اینترنتی - حضرت ادریس

حضرت ادریس

دوشنبه 30 شهریور 1388 07:40 ق.ظ

نویسنده : اولین امپراطور میمندی
حضرت ادریس(ع)

ادریس، اسوه تعلیم و تدریس

شیوه‏هاى دعوت حضرت ادریس

1. تعلیم علوم و فنون

2. اصلاحگرى وارشاد مردم به‏آداب وفضایل‏نیكو

3. تفكر الهى و دعوت توحیدى

4. تكلم با زبان‏هاى متعدد

5. اعتراض به حاكم فاسد

6. هجرت براى رهایى از فشارها و یافتن فرصت تبلیغى بهتر


حضرت ادریس از پیامبران قدیم است كه بین دوره آدم و نوح مى‏زیسته است. نام‏اصلى او اخنوخ بوده و از اجداد حضرت نوح به شمار مى‏رود. قرآن در دو جا از او نام‏برده و از او به نیكى یاد كرده است:

- وَاذكُرْ فِى الكِتابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّیقاً نَبِیّاً * وَرَفَعْناهُ مَكاناً عَلِیّاً.

و در این كتاب از ادریس یاد كن. كه او راستگویى پیامبر بود، و ما او را به مقامى بلند ارتقادادیم.

- وَإِسْمعِیلَ وَإِدْرِیسَ وَذَاالْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصّابِرِینَ * وَأَدْخَلْناهُمْ فِى‏رَحْمَتِنا إِنَّهُمْ مِنَ الصّالِحِینَ؛

و اسماعیل و ادریس و ذا الكفل را یاد كن كه همه از صابران بودند و ما ایشان را در رحمت خود وارد كردیم چرا كه ایشان از شایستگان بودند.

ادریس، اسوه تعلیم و تدریس

در میان شیوه‏هاى ارشادى ادریس، آنچه بیش از همه بارز و جلوه گر است، توجه و اهتمام زاید الوصف آن نبى گرامى به دانش و علم آموزى و انتقال علوم به انسان‏هاست. او در عرصه دانش و تعلیم بر همگان پیشى گرفته، با تعالیم الهى به آموزش خط، نگارش و دانش‏هاى مختلف پرداخت. قرآن مجید، شرحى درباره شیوه و كیفیت دعوت ادریس به‏دست نداده و تنها در خلال روایات مى‏توان روش‏هاى دعوت و نیز اخلاقیات دخیل در دعوت او را استخراج كرد.

شیوه‏هاى دعوت حضرت ادریس

شیوه‏هاى دعوت او اعم از روش‏هاى مستقیم و غیر مستقیم اینهاست:

1. تعلیم علوم و فنون

پیامبران الهى پس از ارائه محورهاى اصلى دعوت (توحید، نبوت و معاد) شیوه‏هاى دیگر را بر اساس نیازها و مقتضیات زمینى و زمانى اتخاذ مى‏كرده‏اند. دوران ادریس زمانه‏اى به‏دور از دانش و فرهنگ بود و او از جانب داناى مطلق هستى، مأمور تأسیس علوم و فنون و تعلیم دانش‏هاى مختلف مى‏گردد. در بحارالأنوار وجه تسمیه ادریس، اهتمام او به درس و علم دانسته شده است؛

و إنّما سمّى إدریس لكثرة ما كان یدرس من حكم الله عز و جل و سنن الاسلام.

او ادریس نامیده شده به علت آن كه بسیار در احكام الهى و آداب اسلامى مطالعه مى‏نمود.

در تفسیر المیزان از على بن ابراهیم نقل شده كه: <ادریس را به خاطر كثرت دراست و مطالعه نوشته‏ها بدین نام نامیده‏اند.»

درخصوص پیشتازى ادریس در خط و خیاطى، علامه همچنین مى‏گوید:

در میان مورخان و سیره نویسان معروف است كه ادریس اولین كسى بود كه با قلم خط نوشت و نخستین كسى بود كه جامه دوخت و به تن كرد.

همچنین درباره ابتكار ادریس در فنون و مهارت‏هاى دیگر مى‏نویسد:

وى آداب نقشه‏كشى و شهرسازى را به مردم آموخت و به‏وسیله شاگردانش، شهرها ساخته شد كه از همه كوچك‏تر شهر <رها» بود. او اول كسى است كه حكمت را استخراج نمود. علم نجوم را یاد داد. چون‏كه خداوند سرّ فلك و تركیب آن ونقطه‏هاى اجتماع كواكب و نیز علم سنین و حساب را به او فهمانده بود.

سپس علامه اضافه مى‏كند:

هرچند این گفتار به ما قبل تاریخ مربوط است و چندان به آن اعتماد نمى‏توان كرد ولى همین باقى‏ماندن نام ادریس به عنوان عظمت و مظهر علم و نوآورى دانش‏ها و این كه همه اهل علم او را محترم مى‏شمارند و اصول هر علمى را به او منتهى مى‏دانند، كشف‏مى‏كند كه وى از قدیم‏ترین پیشوایان علم بوده و افكار بشر را با علوم مختلف و معارف دقیق و استدلالى آشنا كرده است.

2. اصلاحگرى وارشاد مردم به‏آداب وفضایل‏نیكو

ادریس همانند انبیاى دیگر در پى اصلاح امور جامعه و رفع دشوارى‏هاى مسیر دعوت است. از این رو همواره در صحنه اجتماعى حضورى فعال دارد و به ارشاد و مساعدت انسان‏ها مى‏پردازد. علامه طباطبایى به نقل از كتاب اخبار العلماء بأخبار الحكما، مى‏گوید:

ادریس در مصر رحل اقامت افكند، خلایق را به امر به معروف و نهى از منكر و اطاعت خداى تعالى دعوت مى‏كرد و با مردم هر سرزمین با زبان مخصوصشان سخن مى‏گفت. وى به ایشان سیاست و مدنیت آموخت و براى هر امت در هر اقلیم، آدابى شایسته آنان بر پا داشت.

3. تفكر الهى و دعوت توحیدى

اگر خداى تعالى در قرآن كه كتاب دعوت انبیاست، به دعوت توحیدى ادریس اشاره نكرده است، این به مفهوم آن نیست كه او با توحید و ترویج آن كارى نداشته است، بلكه بر اساس روایات موجود، بر این محور تبلیغى تأكید و پا فشارى نیز ورزیده است. ادریس در عظمت ذات ذوالجلال پروردگار بسیار اندیشید و گفت: این آسمان‏ها و زمین‏ها و این خلقت پهناور و خورشید و ماه و ستارگان و ابرها و این كائنات هستى یافته، خدایى دارند كه با نیروى خود آنها را تدبیر مى‏كند و به اصلاح مى‏آورد. پس من ناچیز چگونه مى‏توانم از عهده بندگى او بر آیم و حق عبادتش را ادا كنم. آن‏گاه به سراغ گروهى از قومش مى‏رفت و به موعظه و اندرز آنان مى‏پرداخت و با یادآورى نعمت‏ها و انذار به عذاب، آنها را به پرستش خالق این كائنات فرا مى‏خواند.

4. تكلم با زبان‏هاى متعدد

بى گمان، پركار بردترین ابزار تبلیغ، زبان است كه بدون آن، مبلّغ از اتخاذ بسیارى از شیوه‏هاى مؤثر و جذاب دعوت باز مى‏ماند. بر همین اساس، دانستن زبان‏هاى متعدد كارایى تبلیغ داعى را به عدد زبان‏هایى كه مى‏داند، مضاعف مى‏گرداند. ادریس در این صفت همچون سلیمان و داود، بر زبان‏هاى متعدد تسلط داشت و آنها را در مسیر دعوت به كار مى‏برد.

وى بر اساس روایات موجود، در دوران دعوتش در مصر و اماكن دیگر با 72 زبان با انسان‏ها سخن مى‏گفت و خداوند منطق و زبان گفت‏وگو با آنان را به او آموخته بود.

5. اعتراض به حاكم فاسد

در روایتى كه در تفسیر المیزان و نیز كتب سیره انبیا مثل حیاة القلوب، به نقل از ابراهیم بن ابى البلاد از امام باقر(ع) نقل شده چنین آمده است:

در عهد ادریس، حاكمى جبار بود كه روزى بر سرزمینى سر سبز و آباد گذشت و خواست تا آن زمین را به ملك خود ملحق كند. با مالك آن به گفت‏وگو نشست، اما او راضى به فروش نشد، حاكم با مشورت زنش، بر آن شد تا مالك را با شهادت گواهان دروغین، مخالف پادشاه قلمداد و محكوم به مرگ كند و چنان كرد. حق‏تعالى به ادریس وحى فرمود كه به سوى پادشاه برو، ادریس به فرمان الهى به‏كار حاكم به شدت اعتراض كرد و او را از انتقام الهى ترساند. ادریس را طردنمودند و پس از چندى، یكى از یارانش به او خبر داد كه بایستى از شهر خارج شود كه در تعقیب او هستند. سرانجام ادریس به درگاه الهى شكوه آورد و خدا وحى فرمود كه عذابى سخت در انتظار آن پادشاه است....

6. هجرت براى رهایى از فشارها و یافتن فرصت تبلیغى بهتر

همان‏گونه كه خداوند به مستضعفان مظلوم رخصت داده است كه چون عرصه را براى یكتاپرستى و دیندارى تنگ دیدند، جلاى وطن كرده، هجرت گزینند، داعیان طریق هدایت را نیز فرموده كه در شرایط فشار و مواجه شدن با بن بست دعوت، درپى یافتن عرصه‏هاى جدید باشند و به هیچ روى، روند تبلیغ را متوقف نسازند.

چون ادریس به بزرگسالى رسید و خدا به وى نبوت داد، مفسدان را از مخالفت با احكام شریعت آدم و شیث نهى كرد، پس گروهى قلیل از او اطاعت و اكثریت با او مخالفت كردند، پس آهنگ سفر از میان آنها كردو به پیروانش دستور حركت داد، اما بر ایشان گران آمد كه از وطنشان دور شوند؛ گفتند: كجا مثل بابل پیدا مى‏كنیم؟ بابل در سریانى یعنى رودخانه و منظورشان دجله و فرات بود، فرمود: اگر هجرت كنیم، خدا غیر آن را روزى ما مى‏كند... پس خارج شدند تا به اقلیمى رسیدند كه بابلیون نامیده شده. پس نیل را مشاهد كردند و سرزمین خالى از سكنه یافتند. وادریس بر ساحل نیل ایستاد و تسبیح خدا گفت.

جدول مشخصات و عناصر شیوه‏هاى تبلیغ حضرت ادریس(ع)
 
ردیف
شیوه‏ها
محل اجرا
نوع‏بیان
وسایل و ابزارها
زمینه‏ها(عوامل موجبه)
هدف
میزان‏پذیرش
1
تعلیم علوم و فنون 
سرزمین بزرگ مصر
گفتارى
خط، خیاطى، قلم و...
میل مردم به كسب دانش
ترویج و گسترش دانش
خوب
2
 اصلاحگرى و ارشاد مردم به آداب نیكو
سرزمین بزرگ مصر
گفتارى - عملى
تعلیم،زبان
هاى‏متعدد،امربمعروف ونهى‏از منكر
عدم سابقه علم در جامعه
آماده كردن انسان‏ها  براى تعالى‏ 
خوب
3
 تفكر الهى و دعوت به توحید
سرزمین بزرگ مصر
گفتارى - عملى
تعلیم، استفاده از زبان‏ها
دعوت‏هاى قبلى آدم
ترویج توحید
خوب
4
 تكلّم به زبان‏هاى متعدد
سرزمین بزرگ مصر
گفتارى
زبان‏هاى متعدد
تنوع نژادها و زبان‏هاى انسان‏ها
رساندن توحید به همه انسان‏ها
خوب
5
اعتراض به حاكم فاسد
سرزمین همسایه
گفتارى - عملى
اعتراض،عزیمت به‏دربار حاكم، انذار به‏عذاب
حكومت جبارانه بر سرزمین آباد 
اصلاح امور جامعه
متوسط
6
 هجرت براى رهایى از فشارها
از بابل به بابلیون
عملى
سفر
امید به آینده دعوت
ایجاد فرصت و عرصه 
خوب


قرآن مجید تصریح به نبوت حضرت ادریس نموده و او را به صدق و عُلوّ درجه ستوده است آنجا فرموده: ‹‹ و اذکر فی الکتاب ادریس انه کان صدیقاً نبیّاً و رفعناه مکاناً علیّا››
ای پیامبر یاد کن در قرآن ادریس را، بدرستیکه او پیامبری راستین بود و ما او را به درجه رفیع بالا بردیم››

مرحوم طبرسی می فرماید: ادریس جدّ پدر نوح علیه السلام بوده و در تورات نام او اخنوخ ذکر شده و او را ادریس گفته اند به جهت کثرت درس کتب آسمانی و احکام خداوند و او اولین شخصی است که با قلم نوشته است. شغلش خیاطی و اولین کسی است که جامه دوخته است، در وصف او گفته شده که خداوند علم نجوم و حساب و هیئت را به عنوان معجزه به او آموخته بود.

حضرت ادریس علیه السلام

 حضرت ادریس علیه السلام یكی دیگر از پیامبرانی است كه قرآن كریم از آن نام برده است. قرآن كریم آن حضرت را به عنوان « نبیّ صدیق » معرفی  می كند و راجع به احوال او گزارش هایی چند در اختیار ما می گذارد.

در روایات معصومین علیهم السلام نیز در رابطه با حضرت ادریس اطلاعات جالبی ارائه شده است كه به چند مورد از آنها اشاره می شود:

1 ـ در كلام نورانی اهل ائمه هدی علیهم السلام آمده است كه حضرت ادریس به هنگام سخن گفتن، آهسته سخن می رانده است و چون راه می رفت، آهسته قدم برمی داشته و گامها را نزدیك هم می نهاده است.

2 ـ به این دلیل آن حضرت را « ادریس » می گفتند كه رحمتهای خدا و سنتهای دین حق را برای مردم بازگو می كرده است و در میان قوم خود به تفكر و تدبر نمودن در عظمت و جلال الهی شهرت داشته است كه به خاطر همین موضوع به پیامبری برگزیده شده است.

3 ـ طبق نقل روایات، حضرت ادریس اولین كسی بوده است كه می نوشته و نوشتن را به دیگران تعلیم داده است.

4 ـ نیز او اولین كسی بوده است كه به بشر آموخته است تا برای خود لباس تهیه نمایند. گفته شده كه آن حضرت جامه دوخت و پوشید و حرفه خیاطی را می دانسته است.

5 ـ همچنین گفته شده است در « مسجد سهله » در كوفه كه یكی از چهار مسجد با عظمت می باشد را حضرت ادریس پایه گذاری كرده است و در آن عبادت خدای متعال را به جای می آورده است.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -